این ماندن و رفتن ها، اختیار نیست! جبر هم نیست که بی احساس باشد. یک جور بازی قدرت است. به رخ کشیدن قدرت! گاهی این قدرت دست کسی را میگیرد و می برد آن سوی دیوار ها و گاه دیواری میشود که سر هر راهی سبز میشود بر سر آدم های دیگر .... نمی دانم چه چیزی تعیین کننده این است که تو از کدام دسته باشی! از به پرواز در آمده ها یا از بال شکسته ها ...

 

اما یک چیز را می دانم! که تمام خواهد شد! همه چیز ....

 

تمام دل سوختن ها، قضاوت ها، تلخی ها و تندی ها، و کسی هم برای هزاران سال خوشبخت نیست ...