بالاخره آدم یه جایی میفهمه که یه چیزی هست! یه چیزی که اگر بخواد، همه چیز رو بسیار ظریف و دقیق و نامحسوس، با هم جور میکنه و اگر نخواد به همین ظرافت و دقیقی همه چیز رو نابود میکنه! خیلی وقتا فقط کافیه یه ثانیه زودتر و یا دیرتر یه اتفاقی بیفته که زندگی یه نفر زیر و رو بشه، خوشحال بشه و یا ناراحت. 

آدم بالاخره یه جاهایی، میفهمه که یه چیزی هست. یه چیز قوی. یه چیزی که از خیلی چیزا خبر داره و توانایی انجام خیلی از کارا رو هم داره. یه چیزی که میفهمی میتونه خیلی مهربون باشه و به قول معروف به آدم حال بده و یا خیلی نامرد باشه و حال گیری کنه.

یه چیزی که من نمی دونم چجوری میشه رامش کرد؟! چجوری میشه فهمید که چی میخواد، چیکار میخواد بکنه؟! چرا اینجوری؟! چرا انقدر ظالمانه؟! چرا انقدر ناراحت؟! تو که انقدر قوی ... ؟؟!!