ساعت های بی روح و سنگین مترو. هرروز، روزی دوبار. ماهها و شاید سالها. سلام های بی روح. لبخندهای بی روح تر. محیط بستهء کاری. چای ساعت ده. شکلات هام دیگه مزه ندارن. برای تنوع ، بیسکوییت! چند وقت بعد دوباره شکلات و ... تنش های کاری. موافقت. مخالفت. نه شنیدن ها. آره شنیدن ها. خرید. فیلم. مهمونی. دیالوگ های از سروقت گذرونی. سمینار. کنگره. حقوق آخر ماه. 

اما وقتی صبحتو با چشم باز کردن توی بغلش شروع کنی ....!!!