هیئت دولت: عزای عمومی
خداوندا ...
تو را سپاس.
خداوندا ...........
سپاس...................
سپاس از فراموشی! سپاس از انسان نسیان گر. سپاس که مرا انسان فراموشکار آفریدی. که اگر فراموش نمیکردم فراموشی ها را، سخت تر می گذراندم سختی ها را!
که اگر پس از دو سه روز، التهاب و سوگواری، فراموش کردن ها را فراموش نمی کردم، سختی ها، نمی گذشت.
روزهایم عزای عمومی شده است! خیابان هایم به پرچم های مشکی عادت کرده اند. گرد و غبار هوا هم آسمانم را تیره کرده است و دیگر روشنی را بخاطر نمی آورم.
خداوندا ....تو را سپاس. که فراموش می کنم اشک های دست فروشی را که بساط نان خانه اش با امریه ای به آسمان میرود و اموالش کف خیابان زیر دست و پا گم می شود اما .... اما حکمی، نامه ای برای برچیدن بساط ساختمان تلخ هزاران ملیاردی ندارد که اینگونه فرزندان میهنم را بی پدر کرد .... مادران وطنم را تا ابد، منتظر گذاشت و معشوقه ای را بی آغوش ....
خداوندا تو را سپاس ... که فراموش می کنم و میتوانم هر روز برخی از حاکمانم را بر صفحه رسانه ام با همان مسئولیت های سالیان گذشته ببینم.....