برانگیختگی ...
باید خیلی چیزها را پذیرفت. حتی اگر واقعا و به دور از هر جبهه گیری و موضع گیری، قابل پذیرش نیست، انکار هم نکنیم!
ذهنم، بدنم، شرایطم، روزهایم انگار دچار " گازگرفتگی" شده است! مونوکسیدکربن. همان که میل اتصالش به هموگلوبین از اکسیژن بیشتر است و در رقابت اتصال، پیروز میدان است! همان گازگرفتگی شیرین و لذت بخشی که آرامشی عمیق دارد! آنقدر عمیق که هیچگاه از این خواب بیدار نمی شوی .... مرگ!
گاه باید، عین دود کردن اسفند در خانه، عین پرکردن تمام فضای خانه از بوی بهار، بگذاری صدای بلند موسیقی عرب تمام گوشه گوشه خانه را ضد عفونی کند.
باید به هر شکلی و به سرعت، هوا را به خانه بیاوری و گرنه در آرامش محض دروغین و خنده کنان به دعوت دروغ، به نابودی خواهی رفت ...
+ نوشته شده در هفتم بهمن ۱۳۹۵ ساعت توسط دت
|